آهنگ انرژی و قدرت!

 

فقط دو نوع از مردم در جهان وجود دارند:

یک گروه کسانی که از زندگی لذت میبرند و یک گروه کسانی که مشاهده میکنند.

بلی عزیزم! و من یک انسان از نوع بازیگران نمایشم.

صندلی عقب را نمیخواهم. دوست دارم اولین باشم.

من مانند سردسته ی شورشیانم. تصمیمات را من میگیرم.

من همچون ترقه ام. و من گرم نگاه میدارمش.

....وقتی مشغول نمایشم.


من احساس میکنم در رگهایم آدرنالین جریان دارد.

نور افکن بر من تابیده می شود و من آماده انفجارم.

من همچون بازیگرم، دنیا سکوی نمایش من است.

بهتر است آماده باشیم و من امیدوارم که تو هم احساسی مشابه داشته باشی.


همه چشمها در مرکز رینگ به سمت من است. دقیقاً مانند یک سیرک!

وقتی شلاقم را به حرکت در می آورم همه با ریتم آن شروع به رقص میکنند، دقیقا مانند یک سیرک!

در آن گوشه منشین و مرا نگاه کن! دنبالم بیا و نشانم بده چه هنری داری.

همه بیایید برویم، ما میتوانیم یک رقص دسته جمعی بسازیم. درست مانند یک سیرک!


و فقط دو دسته از افراد آن بیرون هستند:

یک گروه میتوانند با من برقصند و گروه دیگر می ترسند!

پس عزیز من، امیدوارم آماده آمده باشی.

من کشتی سرکشی را هدایت میکنم. پس مراقب باش.


بیایید!

بگذار ببینم چه هنری داری.

من اینجا را اداره میکنم، دقیقاً همانند یک سیرک!


نقاشی های بچگونه

 

 

یه رنگی و پاکی و  صداقت رو باید تو نقاشی بچه ها

ببینی


دیدی همه چیزو ساده و  بدون تجملات میکشن


ریا و دروغ و نیرنگ و ظاهر سازی الکی ندارن


با رنگ مو و مارک لباس هیچکس هم کاری ندارن


طفلکیا وقتی با یه نفر  خوبن خندون میکشن


وقتی هم با یه نفر بدن اخمالو میکشن


اما بهترین صفتشون  اینه که کینه ندارن


چون وقتی با ادم بده خوب بشن....دوباره خندون

میکشنش


کاشکی  میشد همه دنیا رو مثل نقاشی بچه ها کشید

 

تف!!!!!..........

امشب یه فیلم دیدم (کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد).

خیلی رفتم تو فکر

خوابم نمیبرد

کله ام شده بود پر از علامت سوال

با خودم میگم من الان راحت وبا شکم سیر  پای سیستم نشستم و دارم

مینویسم چرا باید یه بچه  دیگه از زور گرسنگی خوابش نبره ......و تا صبح

 ستاره های نداشته شو بشمره . و مادر اون بچه واسه جور کردن نون  فردا

 صبح بچش.....

آخه اون مادربه کجارسیده؟ مابه کجا رسیدیم؟

به کجا رسیدیم که دخترامون تا صبح بیدار میمونن واسه جور کردن پول

لباسای مارک دارشون ..............

به چی رسیدیم که یه دختر تو خیابون یه ترافیک درست میکنه از میدون

 صنعت تا میدون کاج!!!!!!!!!    

از پیکان جوانان سال 42 گرفته (بمیرم براش اینجا هم حقشو میخورن) تا

 بنز مدل.....(ببخشید اسم مدلشو نمیدونم ).

به کجا رسیدیم که توی چت روما یارو  میاد از ناموسش واسه یه مشت از

خودش آشغالتر میگه ؟؟؟!!!!

به کجا رسیدیم که دخترامون با یه کارت شارژ عصمتشونو تو چتروما

میفروشن ؟؟؟؟؟!!!!!!!!

واین چه دردیه که پسرا توی رومها...........

وای خدایا نمیتونم بفهمم .........................

این انسانیت نیست چون انسانیت با مغری که توی کمر باشه هیچ وجه

تشابهی نداره .

کاش اون پسر میدونست که هر چیزی قابل خریدن نیست..................

کاش اون دختر میدونست چیزی که میفروشه عروسکه نه تن..............

این چه زمونه ایه که یکی اونقدر شب میخوره که خوابش نمیبره .

یکی هم مثل سگ داره میلرزه و سگ دو میزنه تا یه تیکه نون گیر بیاره.

آخه این عدالته ،تو پشت فرمون بشینی و دست بچه ها پشت شیشه هات

 رژه بره!!!!!

چرا آخه یکی از صدای ساب سیستم ماشینش سر درد میگیره و یکی تنها

 آهنگی که شنیده صدای لالایی مادر بچه همسایه است؟؟؟؟؟؟!!!!!

چرا یه سری اونقدر بالا بالاها هستن که اصلا پایینا رو نمیبینن یه سری هم

 اونقدر پایینن که فقط آسمونو میبینن؟

چرا ولن تاین بعضی ها هیچ وقت نمیرسه؟!!!!!

به کجا رسیدیم؟

این چه دردیه؟

تف!!!!!!!!

ما داریم به کجا میریم؟

 

 

بچه های خیابونی

 

 

 

مطمئنم همتون دم در دکه روزنامه فروشی رفتین

دیدین این مجله ها رو که تا چشم کار میکنه عکس محمد رضا گلزار و مهناز افشارو ... روی جلداشون رنگین و پر زرق و برق میذارن و توی هر شماره از مجلشونم با یکی از همین اساتید مصاحبه ای میشه و ...

البته خوب اگه اینجوری نباشن طرفداراشون فرت میشن و دیگه هیشکی مجلشونو نمیخره چون مردم ما طرفدارای پر و پا قرص این اراجیفن

ولی تا حالا نشده با یه گلفروش ، فال فروش یا یه دوره گرد مصاحبه ای بشه ،یه بار تصمیم گرفتم با یه کدوم از اینا حرف بزنم .....

یه پسری بود همیشه سر چهارراه خیابونمون فال میفروخت


شاید حرفاش به اندازه اساتید سینمایی ما طرفدار نداشته باشه ولی بد نیس بخونینش


بهش گفتم فال فروشی رو چند دقیقه تعطیل کنه و بیاد با هم بحرفیم


سلام اسمت چیه؟


علی


چن سالته علی؟


فکر کنم 13


خونتون کجاست؟


حلبی آباد فرحزاد


توی روز چند ساعت فال میفروشی؟


14-15 ساعت


درآمدت چقدره؟


خوبه میتونم شام بخورم و شب یه جا بخوابم


تفریح هم داری؟


آره


چه تفریحی؟


شبا فوتبال میزنیم


مامان بابات کجان؟


نمیدونم کوچیک بودیم رفتن


کجا؟


نمیدونم


خواهر برادرت چی؟داری؟


نه


تنها زندگی میکنی؟


نه


با کی؟


یه عمو دارم


آهنگ هم گوش میدی؟


شعر بلدم بخونم


جدی چی میخونی؟


مامان لیلا شبا واسش لالایی میخونه حفظش شدم


لیلا کیه ؟


دختر فاطی خانوم


فامیلتونن؟


نه ،تو چادر  بغلیمونن،صداشون میاد


چه فیلمی رو دوست داری؟


کلاه قرمزی و سرو ناز


چرا اونو؟


آخه فقط همونو دیدم


بزرگترین آرزوت چیه؟


موبایل داشته باشم


چه غذایی دوست داری؟


چلو کباب اگه گیر بیاد


بهترین خاطره ای که داشتی چی بوده؟


یه بار با دوستام رفتیم قم زیارت


بدترین خاطرت چی بوده علی؟


دوستم حسین پاش شیکست نتونست کارکنه از گشنگی مرد.


اینو گفت و بدو بدو رفت....


هر چی صداش کردم بر نگشت


من موندم و یه عالمه سوال بی جواب


واقعا هر کدوم ما چه وظیفه ای در قبال این بچه ها داریم ؟


چرا بجای اینکه حرفای رنگی وقشنگ آقای گلزار و دنبال کنیم یه بار پای درد دل یه کدوم از این بچه ها نمیشینم ،،،



آهای شما که درد و غم ندارین

پیش کسی قامت خم ندارین

سکه خوشبختی به نام شماست

غصه نان بیش و کم ندارین

بچه های خیابونی

بیتابن از سرگردونی

مهاجرهای شب زده

کجا برن به مهمونی

چی کار کنن زمستونی

زندگی با همه خوبیش

واسشون دنیايي زشته

نمیدونم دست تقدیر

واسه اونا چی نوشته

یکی خوابه یکی بیدار

یکی سالم یکی بیمار

یکیشون تنش رو خاکه

یکیشون سرش رو خشته

بچه های خیابونی

بیتابن از سرگردونی

مهاجرهای شب زده

کجا برن به مهمونی

چی کار کنن زمستونی

آه ای خدا که اسم تو تنها دوای درده

کی میشه این چرخ فلک به کامشون بگرده

گفتی منو صدا بزن تا برسم به دادت

ببین غمه این آدما منو دیوونه کرده