ماجراي من و هليا
بگذريم خيلي از دوستان سراغ هليا رو ميگرفتن تا اينكه امروز يعني07-10-91 يهو چراغ هليا تو ياهو روشن شد
با من حرف زد حلاليت خواست اونطوري كه به مخ پوك من رسيد فكر كنم داه ميره اور اب براي كارهاش من گفتم تو وبلاگش نميرم ولي اين حماقت رو. انجام دادم به اميد اينگه خود هليا وقتي حالش خوب شد بياد
خيلي ناخوشم اشك تو چشام حلقه زده نميدونم بخدا من وارد نظرات نشدم فقط همين پست رو ميذارم و خارج ميشم به هليا گفتم نميرم تو وبش ولي اين كار اميدوارم خوب باشه توي اين پست نظرات خودتون رو بذاريد كه هليا اگه
اگه :( نه به خدا توكل مياد بازم سريسع تو ياهو براش كپي كنم ببينه هر كي هر پيغامي داره بذاره
Show Recent Messages (F3)
Ali Mohamadiyan:
Ali Mohamadiyan: سلام عزيزمممممممممممممممممممممم
Ali Mohamadiyan:
Helyya Mohamadi: سلام
Ali Mohamadiyan: چطوري گلمممممممممم
Ali Mohamadiyan:
Ali Mohamadiyan: كجايي؟
Helyya Mohamadi: مرسی .خبی
Ali Mohamadiyan: اره قربونت
Ali Mohamadiyan: چطوره حالت
Ali Mohamadiyan: بهتري؟
Helyya Mohamadi: ممنونم
Ali Mohamadiyan: خهدا رو شكر
Helyya Mohamadi: چه مهربون شدی
Ali Mohamadiyan: كجايي
Ali Mohamadiyan:
Helyya Mohamadi: یه جای دور
Ali Mohamadiyan: نينا و خزان و پاييز ميم و بچه ها ارزوي سلامتي كردن برات
Helyya Mohamadi: مرسی از همتون. اگه اذیتتون کردم حلالم کنید .
Ali Mohamadiyan: نه بابا چرا چرتو پرت ميگي
Ali Mohamadiyan:
Ali Mohamadiyan: خدا رو شكر
Helyya Mohamadi: این پسورد وبلاگمه
Helyya Mohamadi: *********
Helyya Mohamadi: 3pinoud
Ali Mohamadiyan: خب
Ali Mohamadiyan: چرا به من ميدي
:-/Ali Mohamadiyan:
Helyya Mohamadi: من نمیتونم برم .
Ali Mohamadiyan: نينا شماره ميخواست گفتم تو قرنطينه اي نميتوني با كوچيكترين ويروس نزديك بشي
Helyya Mohamadi: بودم
Helyya Mohamadi: الان قرنطینه نیستم دارم میرم اون ور
Ali Mohamadiyan: اين ا و ولش كن چند وقت ديگه رو به راه ميشي
Helyya Mohamadi: کاری با خدا نداری؟ بهش بگم؟
Ali Mohamadiyan: مرض
Helyya Mohamadi:
Helyya Mohamadi: جدی میگم علی
Ali Mohamadiyan: ميزنم لهت ميكنما
Ali Mohamadiyan:
Helyya Mohamadi: له شدم
Ali Mohamadiyan: من خودم حرفامو ميزنم بهش نميخوام
Ali Mohamadiyan: ميدونم اانم خسته اي مزاحمت نميشم
Helyya Mohamadi: خدا زده
Ali Mohamadiyan: دستور بفرما چيكار كنم؟
Ali Mohamadiyan: كفر نگو
Helyya Mohamadi: اگه خبری ازم نشد تو وبلاگم بنویس که مردم
Ali Mohamadiyan: زده بوست ميكنه خوب ميشي
Helyya Mohamadi: بگو حلالش کنید
Ali Mohamadiyan: تا كي
Helyya Mohamadi: واسش فاتحه بخونید
Ali Mohamadiyan: سگ جون تر از اين حرفايي
Ali Mohamadiyan: نگو مرگ علي بخدا گريم راه افتاد
Helyya Mohamadi: یه جوری بگو جیگر همه کباب شه
=))
Ali Mohamadiyan:
Ali Mohamadiyan: فدات بشم
Helyya Mohamadi: نخند. دارم جدی میگم مسخره
Ali Mohamadiyan: ولش كن خسته نميخوام بشي فقط از ته دل از خدا همه چيزو بخواه كه بذاره بازم ا همه دوستان باشيم
Helyya Mohamadi: البته اخرشو شوخی کردم ولی به همه بگو مردم که نگن بی معرفته
Ali Mohamadiyan: نزن اين حرفو
Helyya Mohamadi: به همه سلام برسون
Ali Mohamadiyan: ميگما هليا بخدا روحيه خيلي و تلقين كن كه خوب ميشي بخدا از همه چيز برات بهرته
Helyya Mohamadi: من حالم خوب نیست
Ali Mohamadiyan: بهتره
Helyya Mohamadi: مرسی
Ali Mohamadiyan: كي خوب ميشي
Helyya Mohamadi: خدافظ
Helyya Mohamadi: چه سوالی
Ali Mohamadiyan: كي خوب ميشي
Helyya Mohamadi: شاید هیچوقت
Helyya Mohamadi: شاید هم فردا
Ali Mohamadiyan: به اميد خدا
Helyya Mohamadi: هر چی خدا بخواد
Helyya Mohamadi: بای
Ali Mohamadiyan: فدات
Ali Mohamadiyan: من هيچي نمينويسم تو وبلاگت
Ali Mohamadiyan: اينو بگم
Ali Mohamadiyan: از مهسا بخواهخ من طاقت ندارم
Helyya Mohamadi: مهسا تعطیله
Ali Mohamadiyan: مزاحمت نميشم باي گلم
Helyya Mohamadi: باشه
Helyya Mohamadi is typing...
Helyya Mohamadi: بای
Helyya Mohamadi has signed out. (12/27/2012 9:43 AM)
Ali Mohamadiyan: به اميد ديدار ميدونم ميايي تو قوي هستي و خودت روحيه ميدي به كسي نياز نداري خودت هستي و خداي خودت
و اين بود ماجراي من و هلياي عزيز