زمین چمن سبز .پله هایی که جایگاه تماشاچی ها بود و هست و خواهد بود...تماشاچی ها؟!
بله همیشه از پشت صفحه tv نگاه کردم...توی سکوت خونه...(پسر عمه و عمو وبابا استادیوم بودن) با چشمهام دنبالشون می گشتم و چه قدر دلم می خواست که منم پیش اونا بودم...به بابام می گفتم: بابا منم ببر لباس پسرونه می پوشم که نفهمن دخترم...کلاه میذارم روی سرم و موهامو قایم میکنم .......بابا منو هم ببرین...عمو جون تورو خدا...من هم میخوام بیام...
نه دخترم نمیشه...دخترا که نمیشه بیان... بمون خونه..تلویزیون پخش مستقیم داره...باباجون...عمو جون... توروخدا...
ولی هیچ وقت نفهمیدم که چرا دخترها نمیشه که برن استادیوم!!!!
روز بعدش توی مدرسه....خانم اجازه چرا دخترا نمی شه برن استادیوم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون اونجا حرفهای بد میزن برای دخترها مناسب نیست ....(و این سوال همواره در ذهن من بود که چرا پسرا میتونن به حرفای بد گوش بدن؟؟؟)
معلم: دخترم چون بازیکن ها شورت پوشیدن... تماشای اونا درست نیست ..با دینمون مغایره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شاید باور نکنید که هنوزم کلی دچار سردرگمی ام...شکوه نمیکنم ولی میخوام بگم که متاسفم...واسه خودم...دوستهام...همراهام... و همه اون کسانیکه نمیتونیم یکی از کوچیکترین حقوقیو که بهمون ندادنو و ازمون گرفتنو پس بگیریم... ماکه حضورمون توی صحنه های ورزشی له شد.ژیمناستیک و شنای بانوان که نداریم....تیم فوتبال بانوانمون که به خاطر حجاب حذف میشه و تیم قایقرانی نمیتونه از سد آسیا عبور کنه... کمترین حقمون اینه که بریم استادیوم وتیممونو تشویق کنیم...بریم و فریاد شادی بکشیم...بریم و داد بزنیم : سلام آزادی........
ولی کدوم سلام!؟... کدوم آزادی؟!..کدوم حقوق؟!...
یادمه که یه بار رفتیم گفتیم سلام،جوابی ندادن،گفتیم اومدیم همراه تیم ملیمون باشیم،سرمون داد کشیدن، گفتیم که می خواهیم بمونیم، دنبالمون کردن،به قول خودشون متفرقمون کردن،گفتیم حتما میریم داخل ،کتکمون زدن،گفتیم ما آزادی میخواهیم... دورمون حلقه زدن، و در آخر گفتند باشه....!!!!!!!!!
واسمون اتوبوس آوردن تا توی راه مورد آزار آقایونو پسرای جوون قرار نگیریم...ما هم صادق و ساده سوار شدیم، ولی توی اتوبوس مردای زیادی بودن که آزاردادنشون خیلی بیشتر از پسرهایی بود که توی استادیوم داشتند بازیوتماشا میکردن...بله اونها ما رو به آزادی بردن اما نه استادیوم آزادی ... میدان آزادی ، اونها ما رو به آزادی بردن ولی بهمون آزادی ندادن...
نمی دونم پدر و مادرامون به کدوم استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی ای رای دادن!!!؟!
آزادی که هیچ...من استقلالی هم ندیدم... و نه حتی هیچ جمهوریتی...
فقط اسلامی دیدم که اونم هر روز با وارد شدنش توی سیستم حکومتی و سیاستی وسیله ای شده واسه صلب آزادی مردم ...روزی هزار بار حرمتش شکسته میشه ...دقیقا مثل دوستان غیور نیروی انتظامی که قسم خوردن به خدا و پیغمبرش که ما رو سوار اتوبوس به استودیوم میبرن و قسمهاشونو زیر پاهاشون له کردن
استادیو م صدهزار نفری آزادی...!!!نه حداقل اسمش رو عوض کنین:
استادیوم صدهزار پسری آزادی...........
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت 20:58 توسط هلیا
|