-:چرا تو " بی اف"  نداری؟؟

+:خیلی تعجب آوره؟

-:بلـــــــــــــــــــه!!

+:

-: خوب  چیزیه که همه دارن!!!!

+!

در پاسخ به  این گونه از بشر (شما می تونید بخونید جونور )باید عرض کنم که کم کم دارم خودم هم به خودم شک میکنم از بس که ملت توی گوش آدم ویزویز میکنن...

اصن میدونین چیه؟؟ گاهی دلم میخواد همسن خودم بشم....

۱-برم عاشق یه نفر شم یارو معتاد باشه، از اینا که قیافشون زار میزنه  بعدش من هی بگم دوستش دارم و میخوامش و بابا بگه نه باید ولش کنی و من بازم بگم دوستش دارم و کلی خربازی  درآرم

۲-یا اینکه عاشق یه نفر شم۶ سال از خودم کوچیک تر...درسای راهنماییو  بش یاد بدم

۳-یا یه نفر که اون سر دنیاستو با وبكم با بابا آشنا كنمش بگم :دیوید ، بابا... بابا دیوید!!!

۴-يا عاشق و سینه سوخته یه  پيرمرد 90 ساله شم!!!! بگم یا این یا هیچکس

۵-يا اینکه دلباخته  یه دونه  از اون اراذلا شم که هي سر من  داد بکشه  و منم هی عاشق تر شم

۶-يا عاشق پسر یکی از فامیلا شم که باهاشون قهریم و خونواده هامون سایه همدیگرو با تیر میزنن و خل بازی در آرم که من فقط همین میخوام و رگمو بزنم  !!!!

۷-یا اینکه عاشق ساسی جون خودمون بشم ( این ساسی جون ما با اونی که شما ها میشناسید توفیر داره)بعدش با هم فشن خفن ناک کنیم جوری که انگار همین الان از گیس و گیس کشی برگشتیم با هم بریم یونی ...مردم هم ما رو به انگشت به هم نشون بدن

8-میشه هم عاشق پسر همسایمون شم بعد همو از پنجره های اتاقامون ديد بزنيم و دزدکی  بخنديم!!!

و سر آخر من گزینه 9 رو انتخاب میکنم  چونکه اینجانب  همسن و سال خودم نيستم و دقيقا 70 سالمه و اين كارها دیگه  از من نوعی  گذشته.

پ ن۱:ولی خیلی وقتا دوست دارم خل بازی در بيارم.