هرچی سر جای خودش...
تصور کن یه موز خوش برورو رو پوست می کنی و بادمجونی دراز ازش سر در میاره بیرون! خوب بادمجون اصلا بد نیست، اتفاقا کلی هم تنوع غذایی داره!
یا اینکه با یه لذت ناشی از مزه گوجه سبز که همراه با ملچ و مولوچ توی ذهنت نقش بسته، یه گاز گنده به گوجه سبز می زنی ولی مزه شلغم خام میاد زیز زبونت! بله ..نمیشه منکرش شد که شلغم بسیار مفیده و سرشاره از پنی سیلین ..
یا مثلا یه لیوان آب زرشک رو به هوای اینکه سرد و ترشه سر می کشی بالا تا جیگرت همچین حال بیاد ، ولی به گونه ای غریب مزه شربتهای عاشورا رو دارو که از شدت شیرینی دستگاه گوارشتو به آتیش میکشه و به خاطر گرمای ناشی از موندن زیر آفتاب دلتو زیرورو می کنه! استغفر الله .......... توهین به مقدسات مردم!!!!!زبونم لال!
فکر کن توی یه صبح بهاری، همراه با نسیمی ملایم سرتو بین گلهای درخت یاس فرو میکنی، تمام نیروتو به بینی ات می دی تا همه عطرش رو یه جا تا مغز استخونت بفرستی و در کمال ناباوری بوی سیر که موندگاری وحشتناکی هم داره حالتو خراب می کنه! صد البته که سیر گیاهیه با خاصیتهای فراوان!
...
هرچیزی وقتی جای خودشه خیلی هم خوبه!
تو خوبی ولی سر جای خودت نیستی و اینجوریه که من تنها موندم و با تنهاییام خو گرفتم... نازنینم!
و تو هیچ وقت نمیفهمی تاوان سنگین و کمر شکن نبودنتو من یه تنه پرداختم توی تمام این سالها!