کدومش بهتره حالا؟
این روزا شکل کولی ها شدم و همش می خواهم بالا بیارم . سرفه می کنمو هر لحظه ممکنه همه جا رو به گند بکشم که خوشبختانه این امر هنوز صورت نپذیرفته ولی عنقریب است که ...
مامانم می گه پرزای روده یا مری یا چه میدونم هرچه که هست توی حالت عادی به سمت پایینه و این جور وقتا بر میگرده سمت بالا و همینه که می خوای بالا بیاری .
فکر میکنم حالا که قیافم مثل کولی ها شده همه چیزو ول کنم و برم کولی شم . زیر همه چی بزنم و برم . تنها کاری هم که میکنم دقیقا این باشه که برم عاشق یه آدم دوره گرد بشم و هیچکدوممون آه در بساطمون نباشه و بعدشم بریم گوشه ی بیابونو شستهامونو بگیریم کنار جاده و هیچ خری هم پیدا نشه که سوارمون کنه . اونوقت کوله مونوبا سختی برداریم و پیاده راه بیوفتیم . یه ماهیگیر دوره گرد ماهیگیری یادمون بده بعدش با چوب ماهی بگیریم و شام ماهی کبابی رو آتیش بخوریم . بعدش هنوز شب از نیمه نگذشته دوره گرد رو هم ولش کنم و برم ایتالیا ... مانکن شم . مانکن یه پیرمرد با موی سفید و پیراهن راه راه و شلوار سورمه ای و بندینک سفید و یه قد کوتاه . پیرمردی که از من متنفره و وقتی روبروش قرار میگیرم می خواد سر به تن من نباشه چون قدش تقریبا یه متری از من کوتاه تره. چند ماه می مونم و حسابی که گرسنگی کشیدم بازم میزنم زیر همه چی . لباسهامو فرومیکنم تو حلق پیرمردک و بعدش می رم هرچی کربوهیدرات توی دنیاست رو سر میکشم .
شایدم جادوگر شم . با موهای سیاه و وز وزیه بلند و ناخنا ی دراز... چشماموسیاه کنم و یه زن رو به یه نفرین ابدی طلسم میکردم . حالا ابدی هم نه... حتما یه راهی واسش میذاشتم تا نفرینو طلسم بشه که باطل شه . مثلا یک بوسه از یک مرد بی نهایت زشت . بد هم نیست . یه عقیده ای وجود داره که می گه مردای بی ریخت جذاب ترن !!!
راهبه ... خود خودشه. اصلن میرم راهبه میشم . یه راهبه سست اعتقاد که یه روز ... بالاخره یه روز با یه گانگستر از صومعه فرار میکنه و میزنه به چاک .
یه فکرایی هم واسه روزای پیری کردم . می رم معبدهای هند و بست میشینم و اونجا روزه سکوت میگیرم. بعدشم که احتمالا میمیرم . برای این قسمت دیگه من نمیتونم چیزی بگم چون به من مربوط چون وقتیکه من وجود دارم مرگ نیست و وقتی مرگ موجودیت پیدا میکنه من دیگه وجود ندارم .
پ.ن: من برگشتم ولی ببخشید اگر حضورم غیر فعاله ...دم همتون گرم ...